تبليغاتX
ایران - قصه

ایران

سرای کهن

قصه

امشب از لعل لب و زلف کج و سرو سهی هیچ نگویم

از گذر در ره پر پیچ و خم و پست و بلندی که بَرَد هوش مرا هیچ نگویم

      حرف من قصه ی یک زندانیست

       او که هر ثانیه اش فکر رهایست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 6:49  توسط سعید فکری  |